أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

113

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

گيلانى محض اينكه مكّه را تنها زيارت كند مدت هفت سال در نزد ستون احمر كه در مقابل باب الزياده ندوه واقع است ايستاده و در ظرف اين مدت نائل مقصود نشده است . عاقبة الامر سيل عظيم ظاهر شده و در مطاف سعادت دو و سه ذرع آب جمع شده قطب گيلانى فرصت به دست آورده و به‌طور سباحت و شنا طواف نموده است ؛ ليكن با خود ديده است كه يك مار نيز با او شنا كرده و طواف مىنمايد . گيلانى متأسّف شده است كه باز نتوانستم به مقصود خود برسم . محى الدّين عربى نيز در مسامرات خويش متسلسلا از طلق بن حبيب نزديك به اين روايتى مىكند كه طلق بن حبيب با عبد الله بن عمرو بن العاص در حالتى كه در حجر حطيم نشسته بودند بغتة يك سياهى پيدا شده و جماعتى كه در داخل حرم شريف بودند مجبور شده‌اند كه برخيزند ، مگر يك مار نر از باب بنى شيبه داخل شده و به بيت اكرم توجّه نموده است و مشاهدين اين حال تلاش و اضطراب پيدا كرده‌اند . خلق خود را كنار كشيده حيّه را راه داده‌اند . حيّهء مزبوره كعبه را هفت دفعه طواف كرده و پس از آنكه در مقام ابراهيم به قدر زمانى كه دو ركعت نماز مىتوان كرد ايستاده است به يك طرفى توجّه و انصراف نمود . و ابن حبيب با عبد الله بن عمرو بن العاص به حيّه نزديك شده و گفته است اى معتمر ، خداوند نسك ترا قبول فرمايد . در شهر ما بعض خيال پرستان هستند يادآورى مىكنيم كه از شر آنها خود را حفظ نمايى . حيّهء مزبور پس از اين گفتگوى مشار اليهما از ديده پنهان شده است . بقعهء مشرفهء كعبهء معظمه را نه تنها انسانها بلكه حيوانها نيز طواف كرده علاوه بر اينها موافق آداب مشروحه رفتار و حركت مىنمايند . امام ازرقى در تاريخ سليس خود كه دائر به احوال مكه [ است ] ، مىنويسد براى اثبات اين فقره از كسانى كه ديده‌اند روايت كرده طواف نمودن يك مرغ را در يك صورت بسيار غريب به‌طور آتى نقل و حكايت مىكند . طواف كردن يك مرغ بيت معظّم را مشار اليه گويد : روز يك شنبه بيست و هفتم ذيقعده سال دويست و بيست و ششم ( 226 ) هجرت على السّحر هنگامى كه حجّاج ، بيت شريف را زيارت مىكردند يك مرغى به هيئت عجيب به طريق اجياد صغير با طلوع شمس به حرم شريف مسجد الحرام آمده در يكى از قناديل زمزم شريف كه در ميان مقام